تبليغاتX
×××عشق سبز×××

×××عشق سبز×××



 

لحظه های زندگی به تندی می گذرد ، اما برای آنكه غم دوری و دلتنگی دارد به كندی

می گذرد! آنچه در اين لحظه ها می توان يافت زيبايی اين دوری بين دو عاشق است!

پاك بودن و مقدس بودن اين انتظار است!

دوباره قلم زندگی ام را بر ميدارم و دوباره می نويسم از اين دوری

اما با احساسی متفاوت!

ای عزيز راه دورم بخوان اين احساس مرا!

عزيزم به پايان راه بينديش كه بدون شك پايان راه زيباست!

اين انتظار تلخ است اما پايانش به شيرينی در آغوش گرفتن ما است!

اين پاييز تلخ بهاری دارد ، و اين شاخه خشك شكوفه ای دارد!

بينديش به لحظه ای كه من تو را در آغوش خود ميفشارم و بر لبان سرخت بوسه

ميزنم و اشكهايی كه از غم دوری ريخته ای را از روی گونه های نازنينت پاك ميكنم!

اين جاده طولانی پايانی دارد ، گرچه سفر در اين جاده سخت است به پايان راه بيندش
كه همين سفر خيلی زيباست! من در انتهای جاده با دسته گل و احساسی پر از

محبت و عشق منتظر تو هستم! به فرشتگان آسمان سپرده ام در اين راه دشوار

هوای تو را داشته باشند!عزيزم گريه نكن ، آرام باش ، اين لحظه

ها مقدس تر از آنچه هست كه ما تصور می كنيم!

اين لحظه ها به جای گريه شادی دارد ! من هستم ، منتظرت می مانم تا تو برگردی!

چرا بايد اين لحظه های مقدس و زيبای عاشقی كه از دوری ما سرچشمه ميگيرد

خدشه دار شود؟ ما بايد همت كنيم در اين راه عاشقی و اين دوری كه سرنوشت

مقابل ما قرار داده است ، اين دوری رنگ اميدی به زندگی ما باشد!

پايان راه زيباست ، سرچشمه عشق همين جاست!

خدا با ماست ، گرچه معنای واقعی عشق همين جاست!

بگو درد دلت را به من از همان دوردست ها چون من بيشتر از هميشه احساس ميكنم

درد دلت را! اينبار می نويسم از شيرينی اين فاصله بين ما ، كه معنای عشق در

همين فاصله خلاصه ميشود! ما عاشق خداييم اما او را نمی بينيم گرچه او همه

جاست است اما ما هنوز عاشق او مانده ايم !!! تو نيز مانند خدا برايم عزيزی گرچه آن

سوی دنيای اما قلبت هميشه در قلب من و در كنارم از محبت و عشق ميتپد و مرا

زنده نگه داشته است. عزيزم آرام باش ، به پايان راه بينديش كه

همين دوری خيلی زيباست!

نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 23:26 توسط علی |