|
×××عشق سبز×××
|
|
سلام عزیزم سلامی که چه رازها در آن نهفته است عزیزم تو را همچو مرجانی ته دریا می بینم و دوست دارم در کنار تو باشم و دریچه راز خود را به روی تو بگشایم محبوبم ای کاش پرنده مهاجر و خوش اوازی بود م و در دستهای تو اشیانه می ساختم ای کاش قطره اشکی بودم که از فروغ چشمانت تولد می یافتم و بر گونه هایت بوسه می زدم ودر هر گوشه از لبت می رفتم و انگاه برای نوشتن خاطرات مرکب می شدم وسپس مایه وجودت می شدم اما به چه مشغول کنم دیده دل را که تو را می طلبد و دیده تو را می جوید عزیزم سوگند می خورم که بهار را بخاطر زیباییش و گل را برای بویدنش و تو را بخاطر احساس پاکی که داری
|
صفحه اصلي پست الکترونیک آبان 1386 مهر 1386 مهر 1385 امام زمان دوستت دارم غوغای عشق در دفتر عشق |